دوشنبه , ۲۶ آذر ۱۳۹۷
طراحی سایت در اصفهان
مسئولانی که تمسّک دارند ولی تنسّک نه!

مسئولانی که تمسّک دارند ولی تنسّک نه!


حجت الاسلام علی تبریزی

در سال های گذشته بسیار دیده و شنیده ایم که فلان مسئول یا فلان آقایِ حزب الهی و دین دار و چه بسا سخت گیر و بیش از اندازه مقید به آداب شرعی متهم به فساد اخلاقی یا مالی شده است. بر فرض که بسیاری از این اتهامات هم نادرست بوده باشد باز هم موارد فراوانی از فساد جماعتی با این ظواهر بوده و هست که با اثبات رسیده و می رسد.

نتیجه چه می شود؟ عده ای که در قرآن از آنها به “فی قُلوبهم مَرَضٌ” یاد می شود شروع به شبهه افکنی کرده و می گویند دیدید!؟ این بود اسلام!؟ این هم از دین و دینداران و حزب الهی هایتان! از اول هم نگفتیم دین افیون ملت هاست!؟ نگفتیم همه اینها حرف های توخالی است برای بازی دادن من و شما!؟

گروهی هم با شنیدن اخبار چنین فسادها و دیدن چنین شبهاتی چاره ای ندارند جز تسلیم در برابر اهداف شیطان که بر زبان منافقان جاری شده است. چه بسا تا حدودی حق هم داشته باشند زیرا از هر زاویه ای که می نگرند راه توجیهی نمی یابند.

اما به راستی حق چیست و با کیست!؟ اگر این عده دیندارند پس چرا اینگونه کرده اند؟ و اگر نیستند این همه ظواهر و افعال و سکنات متشرّعانه را چگونه تفسیر کنیم؟

رئیس مکتب تشیع حضرت امام صادق (ع) در بیانی دقیق و شیوا به علت این اشتباه راهبردی ما اشاره می نمایند. در واقع ما از ابتدای انقلاب یک خطای بزرگ در تشخیص آدم ها داشته و داریم و همین مساله باعث به اشتباه افتادن و سپردن مسئولیت ها به ناهلان شده است.

حضرت در سخنی صریح به عده ای از اصحابشان می فرمایند:

«تَجِدُ الرَّجُلَ لَا یُخْطِئُ بِلَامٍ وَ لَا وَاوٍ خَطِیباً مِصْقَعاً»

شخصی را می یابی که در سخنوری، در بیان لام یا واوی خطا نمی کند. [او را می بینی که] خطیبی است زبردست.

«وَ لَقَلْبُهُ أَشَدُّ ظُلْمَهً مِنَ اللَّیْلِ الْمُظْلِمِ»

ولی [وقتی به دلش نگاهی می کنی] دلش از شب تاریک و ظلمانی، تاریک تر و سیاه تر است!

«وَ تَجِدُ الرَّجُلَ لَا یَسْتَطِیعُ یُعَبِّرُ عَمَّا فِی قَلْبِهِ بِلِسَانِهِ وَ قَلْبُهُ یَزْهَرُ کَمَا یَزْهَرُ الْمِصْبَاحُ.»

و شخصی را می یابی که نمی تواند آنچه در دل دارد به زبان بیاورد (بیان خوبی ندارد، شاید آدم ساده لوحی است) اما دلش [از نور ایمان مملو است و] مانند چراغ نور افشانی می کند. (۱)

این روایت زیبا نشان دهنده خطای بزرگ ما در تشخیص افراد است. ما از ابتدای انقلاب ملاکمان در تعیین صلاحیت ها، میزان تَمَسُّک به ظواهر دین بوده و کماکان هم هست. یعنی نگاه می کردیم چه کسی بیشتر نماز می خواند، روزه می گیرد، عبادتش بیشتر است، ظواهر دینی اعم از لباس و غیره را بهتر رعایت می کند و اموری از این قبیل. حال آنکه امام می فرماید اینها ملاک های خوبی نیستند. اینها ظواهری هستند که باطنشان مشخص نیست.

اشتباه نشود، نه اینکه نماز و روزه و تمسّک به ظواهر شرعی بد باشد، نه، بلکه اینها باید با تَنَسُّک و باطن و قلب انسان متصل باشد. اگر ظاهر و باطن فرد با هم اتصال داشت که آن فرد، فرد مطلوب و مورد نظر امام صادق (ع) است و اگرنه بدانیم چه بسا پشت پرده این ظاهر فریبنده، باطنی سیاه باشد.

** تنسّک؛ نه تمسّک!

امام راحل در چهل حدیث می نویسد:

«اگر نفوس یکسره متوجه به دنیا و تعمیر آن باشند و منصرف از حق باشند، گرچه اعتقاد به مبدأ و معاد هم داشته باشند، منکوس هستند… بلکه کسی که اظهار ایمان بالغیب و حشر و نشر کند، و خوف از آن نداشته باشد و این ایمان او را به عمل به ارکان نرساند، او را باید در زمره منافقین به شمار آورد نه مؤمنین. و ممکن است این طور مؤمنین صوری، مثل اهل «طائف»- که در حدیث شریف مثل برای آن نوع‏ زده است که گاهی مؤمن‏اند و گاهی منافق- باشند، و خدای نخواسته این ایمان بی مغزی که در ملک بدن آنها به هیچ وجه حکومت ندارد زائل شود، و با نفاق تمام از دنیا منتقل شده و جزء منافقین محشور گردند. و این یکی از مهماتی است که باید نفوس ضعیفه ما به آن خیلی اهمیت دهند، و مراقبت کنند که آثار ایمان در جمیع ظاهر و باطن و سرّ و علن نافذ و جاری باشد.» (۲)

لذا این تعبیر امام (ره) معروف است که می فرمود: «تنسّک؛ نه تمسّک؛ این کارساز است».

تنسک یعنی تعبّد. تمسّک یعنی بحث‌های برهانی عقلی. یکی تو بگو، یکی من بگویم! مدام تو بگو و من بگویم! کسی که روحیه تنسّک ندارد، اگر صد برهان هم برایش اقامه کنی، از جا حرکت نمی‏کند. آن چه تکانش می‌دهد، روحیه تعبّد است که ندارد.

در حقیقت اگر فردی با ظاهری دیندارانه، محاسن بلند و یقه بسته در صف اول نماز ایستاده و مسئولیتی برای خودش دست و پا کرد و بعد از گذر ایامی به ناگاه نامش را در لیست مفسدان اقتصادی مشاهده نمودیم اولاً تعجب نکنیم و ثانیاً آن را در زمره دینداران ندانیم. بدانیم آنچه تا دیروز می دیدیم ظاهری بود بی باطن؛ صورت فریبنده ای که از درون تهی بود، مانند سیب گندیده ای که هنوز ظاهرش زیباست اما داخلش کرم خورده!

مطلب را با بیان خاطره مرحوم آقا مجتبی تهرانی از امام راحل (ره) به پایان می رسانیم. ایشان چنین نقل می کنند: «امام می فرمود شخصی می آمد و مرتب نهج البلاغه و قرآن نزد من می خواند. بعد آن رجل الهی فرمود آن آقا تمسّکش خیلی زیاد بود اما تنسّک نداشت! حرف را خیلی خوب رج می کرد اما در دلش خبری از آن حرف ها نبود. دل، از حرف هایی که می زد خبر نداشت!» (۳)

پی نوشت:

۱- الکافی، باب فی ظلمه قلب المنافق، ج۲، ص۴۲۲

۲- امام خمینی (ره)، چهل حدیث، حدیث ثلاثون

۳- آیت الله مجتبی تهرانی (ره)، رسائل بندگی، دفتر دل، فصل نخست

۲۹۲۹

پایگاه خبری نهانه - کلیه مطالب از سایت های مجاز جمع آوری شده است و پایگاه خبری نهانه مسئولیتی درقبال محتوا نخواهد داشت. همچنین این پایگاه خبری تابع قوانین جمهوری اسلامی ایران است.


گروه اقتصاد : مسئولانی که تمسّک دارند ولی تنسّک نه!

مسئولانی که تمسّک دارند ولی تنسّک نه!

درباره‌ پایگاه خبری نهانه

پایگاه خبری نهانه - جدیدترین اخبار ایران و جهان را در پایگاه خبری نهانه مشاهده بفرمایید. دارای مجوز رسمی از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی
دوره بازرسی جوش